مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

به گزارش سرویس خبری ایران: مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود ** خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: از اولین شب های ماه رمضان مخاطبان شبکه سه شاهد سریالی بودند با عنوان سرباز. سریالی که  هر چه جلوتر می رفت صبر و حوصله بسیاری از مخاطب می

کد خبر : 1301
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹ - ۲۱:۱۷
مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

به گزارش سرویس خبری ایران:

مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

** خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: از اولین شب های ماه رمضان مخاطبان شبکه سه شاهد سریالی بودند با عنوان سرباز. سریالی که  هر چه جلوتر می رفت صبر و حوصله بسیاری از مخاطب می گرفت و به همین دلیل هر مخاطبی به راحتی جذب آن نمی شد. علیرغم اینکه نام سریال سرباز بود اما تا بیش از نیمی از سریال مخاطبان شاهد ماجراهایی بین یک زن و شوهر در آستانه ازدواج بودند و در پایان و ده قسمت نهایی قصه صرف به سمت سربازی رفت. 

با وجود تمامی انتقادهایی که به این سریال هم در ایام ماه مبارک رمضان و هم بعد از آن وارد شد، اما این سریال از ذهن و قلم زوج هنری دهه ۹۰ تلویزیون و سینما حمید نعمت اله و هادی مقدم دوست نشات گرفته است و اگر مروری داشته باشیم روی آثاری که این دو تا به حال به تصویر کشیدند کمی از موج انتقادهایمان را فرو خواهیم خورد. 

با «هادی مقدم دوست» که پیش از این نویسندگی سریال وضعیت سفید، بی پولی، سر به مهر، آرایش غلیظ، شعله ور و کارگردانی هیهات و سر به مهر را در کارنامه کاری خود داشته است درباره این سریال و حرف و حدیث هایی که از ابتدا تا پایان پخش با این سریال همراه بود به گفت و گو نشستیم.

**آقای مقدم‌دوست مخاطبان سریال شما دو دسته اند. دسته اول افرادی که جنس قلم و نوع تفکر شمارو دوست دارند و دسته دوم افرادی که حوصله شنیدن و دیدن این سبک روایت ها را ندارند. در این مدت زمان یک ماهه که سریال سرباز پخش شد خودتان چقدر بازخوردهای مثبت و منفی گرفتید؟ و فکر می کنید سلیقه مخاطب را در سریال تان لحاظ کردید؟

– شما می گویید مخاطبان این سریال دو دسته اند اما بنده آنها را به سه دسته تقسیم می کنم … به قول شما دسته اول افرادی که جنس قلم و نوع تفکر بنده ی کمترین را دوست دارند که شما زیادی نیستند چرا که بنده یک فرد مشهور چنین و چنان نیستم، دسته دوم هم افرادی هستند که به قول شما حوصله شنیدن و دیدن این سبک روایت ها را ندارند، اما دسته سومی هم وجود دارد که افرادی هستند که کاری به بنده ندارند و اگر سریالی به مسایل و نیازهای مرتبط با ایشان بپردازد،  فارغ از اینکه چه کسی آن را کار کرده آن را می بینند و به پیگیری آن علاقمند هستند و خودشان را درگیر اینکه سبک روایت و مسایل فرمی نمی کنند.

در بازخوردهایی که داشتم خیلی از افرادی که علاقه‌مند سریال بودند برایشان مضامین و موقعیت‌های داستانی کار مهم بوده. مثلا برایشان مهم بوده که تحلیل روابط فیمابین زوجین و یا روابط بین یک تازه عروس با خانواده همسر و یا دغدغه های عاطفی و اجتماعی او را ببینند. برایشان جالب بوده که تقابل یک شوهر اهل خدمت و یک همسر که زیاد  ازین حرف ها خوششان نمی آید را ببیننند. برایشان جالب بوده که ببینند شخصیتی مثل شهاب که درگیر ترس و بطالت است سر از کجا در می آورد و برایشان جالب بوده که تاثیر تعاون و همدلی را در زندگی ببینند و یا نقش آموزه های مذهبی را دنبال کنند و یا می خواستند بدانند که زندگی اجتماعی و سلسله مراتب در خدمت وظیفه سربازی چگونه نقشی می تواند در روند تغییر و تکوین شخصیت انسان ایفا کند. برایشان جالب بوده روند تغییر و سلوک افراد را ببینند، مثلا ببینند که یحیی چگونه دچار افت اخلاقی و دوباره اوج می گیرد و یا ببینند که یلدا چگونه از یک نگاه نسبتا فردگرایانه به نگاهی می رسد که دیگران هم برایش اهمیت دارند.

افرادی که به این مضامین علاقمندند دیگر کاری به کار این ندارند چه کسی فیلمنامه را نوشته و فیلم را ساخته. آنها تماشاچیانی هستند که کاری به کار عوالم فیلمسازی و کارگردان و بازیگر ندارند و به جای عوامل با فیلم ها طرف هستند. اما شما در بخش آخر پرسش خود از بنده پرسیده اید: و فکر می کنید سلیقه مخاطب را در سریالتان لحاظ کردید؟

13990213000983 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

بنده مایلم درباره این مبحث سلیقه مخاطب قدری صحبت کنم. آیا وقتی می گوییم سلیقه مخاطب یعنی همان «سلیقه های معروف» که بر اساس استقبال از کارهای بسیار پر مخاطب شناخته ایم؟ یا منظورمان تمایلات و «سلیقه های خاموش» است که هنوز فعال و فراگیر نشده است؟ سلیقه های معروف معمولا همان مدهای رایج است. اگر منظور شما از توجه به سلیقه مخاطب همان سلیقه های معروف است باید بگویم سلیقه ای که به آن توجه کردم، سلیقه معروف نبود و فقط به داستان و مضمون و اقتضائات خود داستان فکر می‌کردیم و می دانستیم که این مدل از کار همان گونه که کتاب های روانشناسانه داخل بازار و رمان های مربوط به ارتباطات انسانی مخاطب دارد، مخاطب مرتبط با خود را خواهد داشت. بحث سلیقه بحث جالبی است. شناسایی خیلی سلیقه ها اتفاقی نیست که راحت بیفتد. برخی سلیقه ها یا بر پایه مطالعه شناسایی می شوند یا تصادفی کشف می شود. 

یک راه دیگر پیدا کردن دیگر سلیقه ها پیدا کردن عملکرد مخاطبین در عرصه های دیگر است. مثلا همانطور که عرض کردم کتب روانشناسی و رمان در بازار کتاب برای خود مخاطبین زیاد و جدی دارد. مثلا کتبی در زمینه تحلیل روابط زوجین و یا روانشناسی تغییر آدم ها و یا کتب روانشناسی انگیزشی. این کتاب ها مخاطب خود را دارد و کم هم نیستند. شناسایی این گروه می تواند مبنای عملکرد در سریال سازی هم باشد. یعنی می بینیم در یک حوزه دیگر مخاطب وجود دارد و همان گروه مخاطب با همان دغدغه ها می تواند مخاطب بالقوه برای عرضه فیلمسازی هم باشد.

** شما در این سریال باز هم خط روایی کارهای قبلی تان را پیش رفتید. لیلا حاتمی در سر به مهر و یونس غزالی در وضعیت سفید دقیقا کاراکترهایی با شکل و شمایل یلدا و یحیی هستند با این تفاوت که موقعیت زندگی شخصی و اجتماعی شان تغییر کرده است. می خواهم بدانم چه اصراری است بر نشان دادن دغدغه های درونی آدم ها؟ چراکه این موضوع ناخوآگاه مخاطب را دلسرد و توجه او را از ادامه قصه بر می دارد. 

– اول باید قصه را تعریف کنیم که ببینیم وقتی می گویید مخاطب از قصه دلسرد می شود و توجه او را از قصه بر می دارد منظورتان چیست. آیا منظور از قصه تماما سلسله ای از وقایع و رخدادهای بیرونی و حوادث و کشمکش های فیمابین افراد است یا مطالعه روند درونیات آدمی همراه با نمایش رخدادهای بیرونی را هم جزو عالم بزرگ قصه می دانید. ببینید! در عالم قصه گویی به این قصه ها می گویند شخصیت محور. گمان می کنم عموم انسانها به مطالعه درون آدمی علاقمندند و مثلا وقتی می بینند که شخصیت یحیی از یک حالت مثبت وارد فرود شخصیتی می شود و درگیر احوالات ناخوشایند می شود و افت می کند و دوباره رو به رشدی عمیق تر و پایدارتر می گذارد این برایشان جذاب است.

در زندگی هم همین طور است، مثلا روند تغییر یک شرور به یک فرد نیک و یا روند تبدیل یک آدم متعهد به یک آدم بدعهد و پیمان شکن.  اینها برای مردم خیلی جذاب است. اگر بشنوید فردی بسیار نیکوکار بوده و سلیم نفس بوده و حالا فردی خبیث است حیرت نمی کنید؟ کنجکاو نمی شوید. در مورد رابطه ها هم همین طور است اگر رابطه ای را ببینید که عاشقانه بود اما به دلیل دگرگونی آدمها تبدیل به نفرت و طلاق شد پیگیر و کنجکاو نمی شوید؟. این همان بحث سلیقه هایی است که هنوز شناسایی نشده و خدمت شما در پرسش قبلی عرض کردم. تماشای روند تبدیل و جایجایی درونی آدم ها برای مردم یک موضوع جذاب است اما زیاد به آن پرداخته نشده.

چیزی که بنده دنبال آن هستم صرفا نشان دادن درونیات نیست. مایلم درونیات را نمایش دهم تا تغییرات را ترسیم کنم. روند تغییر و میل به تغییر و یا اصطلاحا “قصه تغییر” برای خیلی از مردمان جذاب و سوال برانگیز است، مردم زیادی هستند که جدا از توجه به تغییر دیگران به تغییر خودشان هم فکر می کنند. باز هم توجه شما را جلب می کنم به استقبالی که از کتب روانشناسی در عرصه بازار کتاب می شود. خیلی از کتب چاپ شده که از آنها استقبال خوبی هم می شود کتبی است که مربوط به روانشناسی تغییر در شخصیت و تغییر در زندگی و میل به تحول و دیگرگونه شدن است.

** نمی خواهید کمی از فضای درونی آدم ها در کارهایتان فاصله بگیرید؟ یا اینکه تعلق خاطر خاصی به این شکل روایت دارید؟ و در کارهای بعدی تان باز هم شاهد چنین روایت هایی هستیم؟

– هیچ داستان نویسی نیست که از روند تغییر و فضای درونی آدم ها گریزان باشد. تغییر و تحول شخصیت اصلا یکی از اصول درام است. نمی شود داستان فقط چیدمانی از حوادث باشد. اگر اینطور باشد رواین آدمیزاد کم دارد. روح و روان کم دارد.خیلی هم زود مخاطب از اینهمه حادثه مکانیکی دلزده می شود و دلش برای آدم و درونیات آدم تنگ می شود، حتی همین اکشن های دنباله دار هالیوددی را چند وقت یکبار برای اینکه ارتقا پیدا کند حاوی شخصیت شناسی بیشتر می کنند تا تماشاچی علاقمند به درونیات فقط حوادث پی در پی نبیند.

اصلا چرا باید از درونیات فاصله گرفت؟ اگر فاصله گرفتن از فضاهای درونی برای ایجاد استقبال بیشتر باشد نشانه ترس است، همین ترس باعث می شود از موضوع شناخت درون و دعوت مخاطب به خودشناسی غافل شویم و حتی فضاهای بیرونی را هم به شکل خشک و جامد و ابزاری تصویر کنیم، یعنی بدون فضاهای درونی مجبور می شوید حادثه های درشت و نادر و موقعیت های نمایشی اعراق شده و خاص بگذارید توی کار، اگر قید حادثه های عجیب و غریب اجتماعی و گاها خشن را هم بزنید ممکن است گزینه مطمئن بعدی بشود لودگی تا به وعده خنداندن تماشاچی او را جذب و مشتاق تماشای کار خود کنیم. اصلا نمایش فضاهای درونی ضرورت کار نمایشی است و این نه فقط در کارهای اودیسه گونه است که در همه انواع کارها الزام به نمایش درونیات آدم ها داریم.  

13990213000985 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

** نکته دیگر درباره این است که شما قصد داشتید تحول زندگی آدم ها را نشان دهید. می خواهم بپرسم از همان ابتدا قرار بود کاراکترهایتان از چه نقطه ای به چه نقطه ای برسند؟ 

– می خواستیم همه ارتقا پیدا کنند. مثلا در فیلمی مثل آرایش غلیظ یا شعله ور روند حرکت و تغییر درونی شخصیت ها منفی است و از یک آدم مساله دار تبدیل به یک آدم منفی و یا از یک آدم منفی تبدیل به آدم منفی تر می شوند. یعنی عقب گرد شخصیتی دارند اما در سریال سرباز می خواستیم روند رو به مثبت را ترسیم و گام بندی کنیم. مثلا شما تغییرات یلدا را ببینید: در فرازهای اول سریال یحیی از یلدا می خواهد به روستا بیاید و آنجا زندگی کند، اما یلدا به هیچ وجه حاضر نیست آنجا بماند اما در انتهای داستان و طی مراحلی تدریجی و نامحسوس، یلدایی را می بینید که خیلی خونسرد و بدون اینکه برایش عجیب باشد حاضر می شود در منطقه مرزی و در خانه ای موقت زندگی خود را شروع کند. در واقع حالا یلدا کیفیت زندگی را فقط مد نظر قرار می دهد و افق  ها و انگیزه هایش تغییر کرده … یا شهاب و یا حتی شخصیت های فرعی مانند غلامرضا و علیرضا که روند رو به بهبود دارند.  

** در این نوع روایت ها شاید حضور راوی برای مخاطب کلافه کننده باشد. حال شما در سرباز آمدید و از حضور راوی بهره بردید که اتفاقا نقشی در سریال تان بازی نمی کند. یعنی اگر خود شخصیت ها به جای راوی حرف می زدند شاید برای مخاطب باورپذیر تر بود و آزار دهنده نمی شد تا اینکه از صدایی استفاده کنید که اغلب با شنیدنش به یاد مستندهای سیاسی می افتند. 

– نمی دانم چرا می گویید راوی برای مخاطب کلافه کننده است. شاید این کلافگی به دلیل این باشد که آن گروه مخاطب که کلافه می شود تجربه کمتری در شنیدن حرف ها به غیر از شکل دیالوگ را دارد. یعنی فقط عادت دارد که حرف ها را هنگامی که لب و دهان فرد را می بیند بشنود. یعنی نماهای کلوزاپی که بازیگران در آن حرف می زنند. حالا اینجا یک پدیده تازه دیده می شود که قبلا عادت به آن نداشته ایم. دربازخوردها مخاطبینی را می دیدم که اوایل کار به قول شما کلافه بودند اما رفته رفته سیاق کار را پذیرفتند و بدون بیقراری حرف های راوی را می شنیدند.

در یکی از بازخوردها دیدم که فرد گفته بود از وقتی که به این نکته رسیدم انسان باید نسبت به همه حرف ها و اعمالش تحلیل داشته باشد، شنیدن نریشن ها و راوی برایم ساده و راحت شد. ضمن اینکه راوی یک دانای کل است که کارکردهای مختلفی دارد و هم از درونیات آدم ها می گوید و هم درباره آنها قضاوت می کند و هم نکاتی را مطرح می کند و هم بخشی از جریانات داستانی را شرح می دهد و وصف می کند. شخصیت ها فقط می توانند جای ذهن خود حرف بزنند. ما احتیاج به یک راوی داشتیم که صدای ذهن فرد خاصی نباشد و بتواند در مورد همه چیز داستان و همه آدمها نظر بدهد. از یحیی و یلدا تا شخصیت‌هایی نظیر جوان بی سوادی که نادر نام داشت. احتیاج به یک راوی داشتیم که هیچ دخالتی در داستان نداشته باشد. راوی گاهی کار داور را هم انجام می داد پس نمی شد یکی از بازیکن ها نقش داور را بازی کند.

** چرا در اینجا خواستید به موضوع سربازی بپردازید؟ هرچند سریال با موضوع سربازی اطلاع رسانی شد اما وقتی پخش شد تا قسمت ۱۵ شاهد چالش های زن و شوهری بودیم. 

– سربازی جدا از اینکه یک موقعیت نظامی برای جوانان کشور است یک واژه و یک مفهوم عمیق است و در منظومه معنایی مفهوم خدمت قرار می گیرد. حتما دیده اید که یکی از اسامی سربازی خدمت است. واقعیت این است که سربازان کشور در حال خدمت به کشور هستند. چه سربازی که روی برجک نگهبانی می دهد یا سربازی که در خاص ترین نقطه ها مسئولیت های ویژه دارد. سرباز به هر حال در خدمت است و مفهوم خدمت با مفهوم سربازی عمیقا در ارتباط و پیوند است. یکی از مهم ترین مضامینی که قبل از ورود یحیی به سربازی مورد نظر ما بود مفهوم خدمت بود.

شما یحیی را در ابتدای داستان آدمی می بینید که اهل خدمت و کمک رساندن به دیگران است و این موضوع نمود زیادی دارد از خدمت به یک عابر پیاده تا خدمت به در و همسایه و مادر و بیمارانی که رایگان آنها را ویزیت می کند تا خدمت به مستاجری که دارد و یا بیمارانی که شماره موبایل او را دارند. خب ! یحیی در یک محدوده شخصی و نسبتا کوچک مشغول به خدمت بود اما با ورود به سربازی این محدوده وسیع تر و اجتماعی تر شده و شکل ملی و کشوری پیدا می کند و برای یحیی تجربه خدمت در یک شکل سازماندهی شده و اجتماعی شده و دارای سلسله مراتب را فراهم می کند. از دیگر مثال هایی که برای توجه به مفهوم خدمت در این کار می شود زد پرداختن به ریشه همان چالش های زن و شوهری  بین یلدا و یحیی است. که این اختلافات تماما مرتبط به همین اختلاف دیدگاه درباره مفهوم خدمت است.

یعنی یلدا خدمت را فردی و در دنیایی کوچک دنبال می کند اما یحیی دنبال خدمت در دنیایی بزرگ تر است. البته این را هم عرض کنم که ماجراهای مربوط به سربازی خیلی زودتر از قسمت پانزده شروع می شود و مثلا پر کردن فرم سربازی مربوط به قسمت نهم است و قبل تر از آن هم حرف سربازی شروع شده است.

13990213000981 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

** این بار هم مثل اغلب کارهایتان از فضای مجازی بهره بردید و فضای مجازی هم شاید یکی از نقش های اصلی سریال تان باشد. از نامگذاری سریال با پیشوند هشتگ تا نمایش پیام ها و ویس ها در واتس آپ. به خاطر علاقه شخصی به فضای مجازی به این سمت رفتید؟

– بنده شخصا خیلی هم علاقه خاصی به فضای مجازی ندارم و فقط یکی از کاربران معمولی این فضا هستم و بیشتر و در واقع ناچار به استفاده از آن هستم.در سریال هم می بینید که در مقاطعی رابطه بین یلدا و یحیی با نامه های کاغذی پیش می رود و آنها با لذت برای هم نامه نگاری می کنند و بخشی از نریشن ها متن نامه های آنهاست و این توجه به ابزار ارتباطی قدیمی تر نشان می دهد که شاید لازم باشد انواع وسایل ارتباطاتی قدیمی تر هم با دوباره مورد توجه قرار بگیرد.

اما چیزی که باعث می شود که این رویکرد در کارهای بنده وجود داشته باشد فراوانی استفاده از فضای مجازی در واقعیت است. این دیگر جای شرح و اثبات ندارد که این روزها افراد اغلب در حال استفاده و یا سرگرم و حتی تحت تاثیر فضای مجازی هستند. همین فراوانی و همه گیری باعث می شود که نویسنده خودبخود ناچار به استفاده از فضای مجازی در داستان شود.

** نکته بعدی درباره زمان پخش این سریال است. شاید اگر همین سریال در زمان مناسبی دیگری پخش می شد شاهد افت مخاطبانش نبودیم. مخاطب ماه رمضان بعد از یک روز روزه داری می خواهد قصه جذاب و سر راستی را تماشا کند و شاید در حوصله او نباشد سریال سرباز را ببیند و بخواهد با دقت زیادی روی داستان و روابط پر از جزییات بازیگرانش متمرکز باشد. به نظر شما سرباز انتخاب درستی برای پخش در ماه رمضان بود؟

– راستش بنده این پیش فرض ها را راحت نمی توانم قبول کنم. مثلا نمی توانم درباره باکس ماه رمضان، افت مخاطبان و یا حوصله تماشاچی خیلی راحت نظر دهم. ترجیح می دهم تا زمانی که دانش دقیقی ندارم بگویم نمی دانم. این موضوعات احتیاج به پژوهش و پیمایش و نظرسنجی و تحقیق دقیق دارد. نظرها گوناگون است و تمام شان هم محترم. اما یک نظر برای نتیجه گیری کافی نیست و بحث ابعاد ممختلف دیگری هم دارد و موضوع سلیقه تماشاچی یا سلیقه سازی و این بحث ها هم وجود دارد و نمی شود راحت نظر داد.

** قرار بود این سریال اپیزودیک باشد؟ چراکه قبل از شروع هر قسمت شاهد سرفصلی از روایتی که قرار است ببینیم، هستیم.

– خیر ! قرار نبوده سریال اپیزودیک باشد، سریال از ابتدا قرار بود حالت دنباله دار باشد با محوریت رابطه یلدا و یحیی و تعدادی قصه موازی که با قصه یلدا و یحیی همبند می شود و پیوندهایی دارد و آدم ها در قصه های همدیگر روی هم تاثیر می گذارند.

13990213000979 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

** خلاف افرادی که می گویند رابطه بین یلدا و یحیی تصنعی است و در عالم واقع چنین رابطه هایی دیده نمی شود اما چنین رابطه هایی وجود دارد. اما باز هم برای بسیاری قابل باور نیست که مردی دست روی دست بگذارد تا همسرش هر کاری که صلاح می داند انجام دهد! چراکه به هر حال زوجین صبر و تحملی دارند و بعد از لبریز شدن کاسه صبرشان زمین و زمان را به هم می دوزند. اما ما یحیی را اینطور نمی بینیم و انگار هیچ تنش یا خشونتی روی رفتار او و یا تغییر رویه زندگی اش اثری ندارد. چنین موضوعی از ابتدا در فیلم نامه بود؟

– یک نکته در مورد شخصیت یحیی وجود دارد که او نمی خواهد بداهه و به قول روانشناسان هیجانی و تکانشی باشد. یحیی نمی خواهد ناآگاهانه رفتار کند و این برای او یک چالش است و مدام از خودش و در ذهنش راجع به رفتارهایش سوال دارد و مراقب رفتارهایش است و در یک فراز از قصه می بینیم که این حالت هوشیاری را از دست می دهد و نسبت به رفتارهای خود تسلط و احاطه ندارد و صرفا بر اساس میل و حال و هوایی که در آن وجود دارد رفتار می کند. منظورم مقطعی است که از یلدا رنجیده است، از شهاب دل خوشی ندارد، به او در همایش توجه می شود و از موقعیتش خشنود است و طاقت ندارد کسی به فرمان بدهد یا او را نگهبانی بفرستد و با فرماندخ خود مشکل پیدا می کند. در این مقطع یحیی کاملا ناهوشیار عمل می کند اما در مقاطع قبل از این سعی می کند هوشیار و صبورانه رفتار کند و عکس العمل هایش نسبت به یحیی هم تابع همین روحیه و همین گرایشی است که دارد.

** مخاطب تا قسمت های پایانی شاهد جر و بحث ها نبود و به نوعی یلدا و یحیی از موضع خود فاصله گرفتند.

– روند رابطه یلدا و یحیی از یک جایی رو به بهبود و ارتقا می گذارد و از آن به بعد شاهد عمیق تر شدن رابطه خوب آنها هستیم. در واقع آنها هم به صورت تک به تک ارتقا پیدا می کنند هم رابطه شان مشمول ارتقا می‌شود و رفتارهای متفاوت دیگری از آنها می بینیم.

** سریال سرباز به سفارش و با مشارکت ستاد نیروهای مسلح تولید شده است‌. چقدر نیروهای مسلح در محتوای سریال دخیل بودند و چقدر همکاری و تعامل بین شما و آنها وجود داشت؟

– بخشی از نگارش فیلمنامه تحت تاثیر تحقیقات تغییر کرد، بنده خودم سالها پیش سربازی رفتم و امروز بر این باورم که برنامه ها و  اهتمامی که برای تغییر منزلت سرباز وجود دارد با زمان بنده کاملا متفاوت است. منکر نمی شوم که بخشی از واقعیت سربازی در شان عنوان سرباز نیست … اما وقتی که برنامه ها و اهتمام موجود برای ارتقا منزلت سرباز و مفهوم خوشایند سازی و مهارت آموزی و یا مردم یاری برخوردم متوجه شدم که اتفاقاتی در شرف انجام است که وضع نگاه به سربازی را متفاوت می کند.

و مطمئنا یکی از اسنادی که مرا مجاب می کرد شرایط سرباز علیرغم همه مشکلاتی که همیشه وجود خواهد داشت فرق خواهد کرد ساخت همین سریال بود. وقتی در سریال می بینیم که برای ورود سرباز مراسم می گیرند ( که این را به چشم دیده ام ) و یا با او به مهربانی برخورد می شود یعنی: برخورد معیار و تراز و شرایطی که باید توقع داشته باشید این است. یعنی قصد وجود دارد که شرایط سرباز علیرغم همه سختی هایی که طبیعت زندگی سربازی است باید محترمانه باشد. سریال سرباز در این موضوع بحث انگیز شد و امیدوارم حاصل این بحث مطالبه گری باشد.

رابطه محترمانه مافوق و سرباز و موضوع مهارت آموزی که باعث پربار تر شدن سربازان خدمت وظیفه است باید یک مطالبه باشد. سرباز توقع دارد سربازی بخشی از زندگی مفید او باشد، در موضوع مرتبط خدمت کند یا مهارتی بیاموزد و ماهر شود و تجربه بیاندوزد و از او حمایت شود و بابت تلاشی که در دوران خدمت داشته به او خدمات و سابقه کار و تسهیلات بدهند. این شکل از نمود سربازی که باعث مطالبه گری بشود حاصل همین تعامل است.

13990203000080 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

** شما سالهاست که با حمید نعمت اله همکاری دارید و تا به حال یک کار مستقل از هم نساختید. چقدر جنس کارهای شما از جنس کارهای نعمت اله تاثیر می گیرد و بالعکس؟ 

– واقعا تا حالا این ارزیابی را انجام نداده ام. اما فقط می دانم که در طی این سالها از آنچه او می داند خیلی استفاده کرده ام و مباحث مهمی را از او یاد گرفته ام و در مجموع می توانم بگویم کارهایی که بنده انجام داده ام از حمید نعمت الله بی تاثیر نبوده است.

** در سریال سرباز آقای نعمت اله در کدام بخش ها به شما مشاوره دادند؟ و آیا ایده و یا قصه ای در سرباز متعلق به او بوده است؟

– طرح اولیه کار مشترک بود و در طراحی قصه ها هم حضور داشتند و اولین بار که نوشتن کاری در خصوص سربازی توسط آقایان مهام و محمدی به ما پیشنهاد شد به اتفاق هم یک طرح نوشتیم که به مرور زمان آن را تغییر دادیم تا به نسخه نهایی رسیدیم.

** ضرورت لزوم شخصیت های فرعی در سرباز از چه منطقی پیروی می کرد؟ اینکه نیما شعبان نژاد، جواد خواجوی، سیاوش خیرابی و … هرکدام چند سکانس مهم بازی کنند و بروند دلیل منطقی در داستان ندارد.

– همه مضامین را چه در خصوص سربازی و چه در خصوص سربازان و چه در خصوص موضوعاتی مانند مهارت آموزی نمی شد فقط روی داستان یحیی و یلدا قرار داد و احتیاج داشتیم شخصیت هایی وارد قصه شوند تا به وسیله آنها موضوعات مورد نظر را در حالیکه با داستان یلدا و یحیی همبند هستند عنوان کنیم.

با توجه به اینکه سریال در ۵۰ قسمت تولید شد چرا زمان تولید شما نزدیک به دو سال بود؟ فکر نمی کنید کمی بیش از  زمان استاندارد پیش رفتید؟ و اینکه دلیلش چه بود؟

– ما حدود پانزده ماه فیلمبرداری داشتیم. پانزده ماه برای سریالی پنجاه قسمتی که لوکیشن های مختلف و صحنه پردازی و نماهای عمومی وهمراه با میزانسن دارد و کمتر مبتنی بر گفتگوی بازیگران است زمان مناسبی است. در این کار کمتر از گفتگوی بازیگران و گرفتن نماهای بسته و کلوزاپ از صورت بازیگران استفاده شده. استاندارد سریال های کلوزاپ محور با سریال هایی که نماهای باز و میزانسن های ترکیبی و لوکیشن های متعدد دارد متفاوت است. در این کار لوکیشن های زیادی داشتیم و گروه فقط مستقر در چند لوکیشن محدود نبود طبعا جابجایی باعث افزایش زمان کار می شود و این ضرورت انجام این این گونه کارهاست.

13990203000076 Test PhotoL - مقدم دوست: «سرباز» قصه تغییر درونیات آدم‌ها بود/ «خدمت» برایمان مهمتر از واژه سربازی بود

 

** نکته بعدی درباره تولید سریال در لوکیشن های متعدد است. به هرحال کشور در شرایطی به سر می برد که از نظر اقتصادی با مشکلات بسیاری روبرو است و از جمله سازمان صداوسیما مدام می گوید پولی برای تولید آثار نمایشی نداریم اما در همین شرایط ما می بینیم سریالی پنحاه قسمتی با زمان دو ساله تولید می شود و به اغلب شهرهای ایران هم سفر می کند. حتی خارج از مرزها و به عراق می رود. در شرایطی که برای مثال می شد سکانس سفر به مشهد را به سادگی از قصه حذف کرد چراکه نبود این سکانس خللی در قصه شما ایجاد نمی کرد و حتی با یک تلفن از راه دور و تماس تصویری می توانستند از دخترخاله شهاب خواستگاری کنند. در این باره و چرایی لزوم سفر به شهرهای مختلف ایران برای تولید سرباز می فرمایید.

– اینها همه ضرورت قصه بود، که البته باید با تمهیدات تولیدی به صرفه هم می شد، اما بعضی سفرها  که طولانی تر بود ضروری بود. مثلا سفر اربعین باید در همان منطقه انجام می شد و ما هم در همان ایام اربعین به سفر رفتیم، رفتن یلدا به مشهد باید دیده می شد تا باور کنیم او عزم جدی برای ازدواج کردن شهاب دارد و از سویی باید رابطه شهاب و دختر خاله را هم باید بیشتر درک می کردیم تا بعدا که شهاب دوباره از او خواستگاری می کند متوجه شویم که به دست آوردن آن دختر کار ساده ای نیست و او باید ترس و بطالت خود را کنار بگذارد. البته سکانس های ماشین و هتل شهر مشهد در همین تهران فیلمبرداری شد و فقط صحنه حرم امام رضا ع در مشهد بود.

** در شرایط فعلی فکر می کنید نیاز مخاطبان با ساخت چه نوع فیلم و سریالی و در چه ژانری برطرف می شود؟

– نیاز مخاطبان نیازهای متنوع و گوناگونی است. برای پیدا کردن نیاز مخاطبان دو راه می شناسم، یا مخاطبان خودشان نیازهای خودشان را اعلام می کنند یا نیازهای مخاطبان بر اساس مسایل اجتماعی موجود شناسایی می شود. مثلا با مطالعه و شناخت مسایل اجتماعی و گره هایی که در جامعه وجود دارد و بر اساس نقش آفرینی مردم در حل آن مسایل یک نیازهایی شناسایی و تعریف می شود. مثلا اگر از طرق گوناگون بفهمند که مسایل اجتماعی بحران طلاق و یا اختلافات زن و شوهری و یا مثلا دغدغه های ذهنی همانند ترقی اجتماعی و شهرت و کسب موقعیت اجتماعی و یا تنهایی افراد و تاخیر در سن ازدواج و یا معضلات شخصیتی و خلقی است و باید برای آنها راه حل پیدا کرد، طبعا نیاز مخاطب بر اساس این مسایل تعیین می شود، اگر مسایل اقتصادی باشد نیاز مخاطب کشف راه چاره هایی برای حل مشکل اقتصادی خواهد بود.

برای کشف نیاز مخاطب اول باید مسایل گروه های مختلف مخاطبین را شناسایی کرد. فی المثل همین سریال سرباز بر اساس یکی از نیازهای عمده مخاطب یعنی “همدلی و توجه به یکدیگر” طراحی شده است. خیلی از مسایل ارتباطی به دلیل عدم توجه به یکدیگر بخصوص در روابط زوجین و روابط مردم با مردم است. این مساله مهمی است. امروزه زوجین ممکن است مهارت توجه به یکدیگر را نداشته باشند و این باعث فاصله و تنش میان آنها می شود. مردم ممکن است توجهی به درد همدیگر نداشته باشند و این باعث گسست بین مردمان با یکدیگر شود، نیاز مخاطب تابع مسایلی است که مخاطب درگیر آن است. اول باید مسایل شناسایی شود. مسایل که شناسایی شود ارائه راه حل خودبخود باعث برطرف شدن می شود؛ نیاز مخاطب. نیاز فقط این نیست که راحت بگوییم مردم احتیاج به خنده یا هیجان دارند پس سریال ها انباشته از شوخی یا حادثه های پرهیجان شود. مخاطبین همراه این احساسات احتیاج به موضوع و محتوا دارند تا به او در گره گشایی و حل مسایلش کمک کند.

انتهای پیام/


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
0 0 vote
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
تبلیغات
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x